<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>آرش حجازی، نویسنده، ناشر &#187; انتخابات</title>
	<atom:link href="http://arashhejazi.com/tag/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://arashhejazi.com</link>
	<description>سایت رسمی آرش حجازی، نویسنده، مترجم، روزنامه نگار، پزشک، ناشر</description>
	<lastBuildDate>Thu, 29 Dec 2011 13:45:06 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.2.1</generator>
		<item>
		<title>ای جهانیان! تردید بس است! زمان عمل فرا رسیده!</title>
		<link>http://arashhejazi.com/1388/10/timetoact/</link>
		<comments>http://arashhejazi.com/1388/10/timetoact/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 30 Dec 2009 19:10:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرش حجازی</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[ندا آقاسلطان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://arashhejazi.com/?p=546</guid>
		<description><![CDATA[تکثیر این متن بدون دخل و تصرف در محتوا و واژگان آن آزاد است. (متن انگلیسی را اینجا بخوانید) (متن فرانسه را اینجا بخوانید) صدها روزنامه در ایران توقیف شده؛ خبرنگاران بین المللی اخراج شده اند؛ صدها خبرنگار ایرانی در زندانند؛ اینترنت تقریباً از کار افتاده است؛ سیستم فیلتر پیچیده ارتباط میان مردم ایران و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>تکثیر این متن بدون دخل و تصرف در محتوا و واژگان آن آزاد است.</div>
<div><a href="http://arashhejazi.com/en/2009/12/o-world-enough-hesitation-its-time-to-act/"><strong>(متن انگلیسی را اینجا بخوانید)</strong></a></div>
<div><a href="http://iranlibredemocratique.blogspot.com/2009/12/assez-dhesitation-il-est-temps-dagir.html"><strong>(متن فرانسه را اینجا بخوانید)</strong></a></div>
<div>صدها روزنامه در ایران توقیف شده؛ خبرنگاران بین المللی اخراج شده اند؛ صدها خبرنگار ایرانی در زندانند؛ اینترنت تقریباً از کار افتاده است؛ سیستم فیلتر پیچیده ارتباط میان مردم ایران و دنیا را قطع کرده است؛ پلیس مردم را در روز روشن در خیابان قتل عام می کند و سپس خود مردم را عامل خشونت می داند؛ دولت دروغ پشت دروغ عرضه می کند؛ تمامی گروه های اقلیت قومی و دینی از ظلم رسمی رنج می برند؛ زندانیان شکنجه شده اند، به آن ها تجاوز شده، کشته شده اند؛ شبه نظامیان بسیجی مردم غیرنظامی را در خیابان ها به گلوله می بندند؛ دانشجویان به خاطر اعتراض به استبداد از دانشگاه اخراج شده اند&#8230;</div>
<div>هنگامی که شما، مردم جهان، مشغول جشن گرفتن سال نو هستید و شادمانه عزیزانتان را در آغوش می کشید، هنگامی که با ترانه های کریسمس پایکوبی می کنید، جوانان ایرانی با موسیقی گلوله رقص مرگ می کنند و باتوم ها و گاز اشک آور را در آغوش می کشند. هنگامی که شما یکدیگر را در آغوش می فشرید و سال نو را به هم تبریک می گویید، مادران ایرانی اجازه ندارند بر فرزندانشان که وحشیانه زیر چرخ ماشین های پلیس به قتل رسیده اند، اشک بریزند. مردم ایران تنهایند، در هم شکسته اند، خسته اند، اما مصمم به پیشروی هستند.</div>
<div>
<p>فکر می کنید این موضوع به شما ربطی ندارد؟ فکر می کنید تنها باید به امور محلی خود بپردازید؟ فکر می کنید با گفتن چند کلمه در محکومیت این حوادث، در قبال مسئولیت جهانی خود در برابر حقوق بشر انجام مسئولیت کرده اید؟ آیا این همان شهروندی جهانی است که موعظه می کنید؟</p>
<p>این دولت، خطرناک ترین دولت جهان است. اگر تردید کنید، خواهید دید که این دولتِ ریشه در دروغ، فرزندان خود شما را نابود خواهد کرد. چه انتظاری دارید؟ فکر می کنید دولتی تمامیت خواه که به فرزندان خود هم رحم نمی کند، بر مردم شما ترحم خواهد کرد؟ فکر می کنید این وحش آرام می ماند و نظاره می کند؟ در خطایید! اگر تردید کنید، خواهید دید.</p></div>
<div>مردم ایران با گلوهای دریده و از راه آخرین بارقه حیات در چشمان ندا سخن گفته اند؛ عهد خود را با خون خود بر سنگفرش های خیابان نوشته اند: می خواهد شهروند جهان باشند، از تروریسم، استبداد، دروغ، جنگ، سلاح هسته ای متنفرند&#8230; و به جزای زبان گشودن خود، به وحشیانه ترین مرگ ها جان داده اند. چرا خاموش نظاره می کنید؟ فکر می کنید در امانید؟ فکر می کنید این سرطان به مرزهای ایران محدود خواهد ماند؟ فکر می کنید چنگال متعفن این پیک مرگ به شما نمی رسد؟ در خطایید. اگر تردید کنید، خواهید دید.</div>
<div>زمان عمل است. مردم ایران دارند غرق می شوند. دروغ های دولت ایران را باور نکنید. این دولتی که وحشی گری های خود را انکار می کند، همانی است که هولوکاست را انکار می کند، ادعا می کند در ایران همجنس گرا نیست، که ندا آقاسلطان به دست سیا و سرویس مخفی انگلیس و بی بی سی کشته شد، و در ایران آزادی مطبوعات وجود دارد.</div>
<div>چگونه عمل کنید؟ ما خشونت نمی خواهیم. این دولت در آستانه سقوط است. فقط از آن حمایت نکنید. این دولت ایران را به رسمیت نشناسید. با آن ها مذاکره نکنید &#8212; چگونه مذاکره با کسی که جز دروغ نمی گوید و هر عهدی را می شکند، ثمری خواهد داشت؟ فریب دروغ های آنان را نخورید. سفیران و دیپلمات هایشان را اخراج کنید. با پشتیبانی از آینده ایران هیچ چیز را از دست نمی دهید و همه چیز به دست می آورید. اگر تردید کنید، ماشین اهریمنی این دولت پوسیده شما را هم زیر خواهد گرفت. اگر تردید کنید، بر گور فرزندان خود خواهید گریست.</div>
<p>زمان عمل است. اگر تردید کنید، زمانی که پشیمان شوید، دیگر دیر شده است.</p>
<p>آرش حجازی</p>
<p>۳۰ دسامبر ۲۰۰۹</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://arashhejazi.com/1388/10/timetoact/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خواسته های خود را از یاد نبریم. نگذاریم خشم منطق ما را کور کند.</title>
		<link>http://arashhejazi.com/1388/10/iran-turmoil-01/</link>
		<comments>http://arashhejazi.com/1388/10/iran-turmoil-01/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 29 Dec 2009 15:35:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرش حجازی</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته های مردم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://arashhejazi.com/?p=543</guid>
		<description><![CDATA[آرش حجازی ـ ۸ دی ماه ۱۳۸۸ خطاب این یادداشتم هم سردمداران نظام جمهوری اسلامی ایران است و هم مردمی که هفت ماه است برای احیای حقی قانونی، حق مشارکت در انتخاباتی سالم، دست از جان شسته‌اند. چه چیز منجر به مشارکت عظیم و بی‌سابقه‌ی مردم ایران در انتخابات خرداد ماه ۱۳۸۸ شد؟ شعارهای میرحسین [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آرش حجازی ـ ۸ دی ماه ۱۳۸۸</p>
<p>خطاب این یادداشتم هم سردمداران نظام جمهوری اسلامی ایران است و هم مردمی که هفت ماه است برای احیای حقی قانونی، حق مشارکت در انتخاباتی سالم، دست از جان شسته‌اند.</p>
<p>چه چیز منجر به مشارکت عظیم و بی‌سابقه‌ی مردم ایران در انتخابات خرداد ماه ۱۳۸۸ شد؟ شعارهای میرحسین موسوی چه بود که میلیون‌ها نفر را به وجد آورد و حتی کسانی را که سال‌ها بود از مشارکت در انتخابات سر باز می‌زدند، به پای صندوق‌های رأی کشاند؟ پس از انتخابات، چه عاملی میلیون‌ها نفر را در روز ۲۵ خردادماه ۱۳۸۸ به خیابان آزادی کشاند؟</p>
<p>و چرا در برابر تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم در تقاضای ابطال و برگزاری مجدد انتخابات، جوانان کشورمان را به خاک و خون کشیدند؟</p>
<p>اگر حاکمیت ایران در برابر راهپیمایی تاریخی ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، روشی قانونمند در پیش می‌گرفت، کار به اینجا نمی‌رسید که تهران عزیزمان به میدان جنگ مبدل شود. اما حاکمیت، با حرکات نسنجیده‌ی خود و با دست‌کم گرفتن قدرت عظیم بغض انباشته‌ی یک ملت، فقط خشم ملتی را رها کرد که در پاسخ پرسش ساده و قانونی خود «رأی من کجاست؟» اجساد فرزندانش را تحویل گرفت. آن روز که سینه‌ی ندا آقاسلطان را شکافتند، آن روز که امیر جوادی‌فر و روح‌الامینی و جوانان بی‌گناه دیگر را در زندان کشتند، آن روز که دادگاه‌های نمایشی برگزار کردند و فیلمنامه‌ی نخ‌نمای اعتراف‌گیری را از سر گرفتند، شاید باور نمی‌کردند که نسل تازه‌ای در ایران روییده که به لطف سال‌ها سرکوب، بر این باور است که چیزی برای از دست دادن ندارد.</p>
<p>همه‌چیز از آنجا آغاز شد که رئیس‌جمهور دولت نهم، محمود احمدی‌نژاد، با شعارهای مردم‌پسندانه بر سر کار آمد، اما در پایان چهار سال، از هرآنچه در این سی سال به دست آمده بود، ویرانه‌ای بیش به جا نگذاشت. صنایع داخلی ورشکست شدند، آمار بیکاری به اوج رسید، خفقان و سانسور نفس تمام اهل فرهنگ و هنر را برید، وضعیت معیشتی مردم رو به وخامت گذاشت، تورم اقشار کم‌درامد را فلج کرد، روابط رو به بهبود ایران با کشورهای دیگر جهان به خصومت مبدل شد، و تمام این‌ها در هنگامی که ایران به بالاترین درامدهای نفتی خود در تاریخ دست یافته بود.</p>
<p>مردم ابله نبودند، مردم واقعیت را می‌دیدند، و عزم مردم برای ایجاد تغییر زمانی جزم شد که در برابر تمامی این نابسامانی‌ها و ویرانی‌ها، با دروغ‌های دولتی روبه‌رو شدند که همه‌ی این واقعیت‌های چون روز روشن را انکار می‌کرد و بر این گمان بود که با در دست داشتن رسانه‌ی ملی و سرکوب رسانه‌های مستقل، می‌تواند واقعیت را قلب کند.</p>
<p>شکاف میان مردم و حاکمیت روزبه‌روز عمیق‌تر می‌شد. سؤال‌ها و درخواست‌های نهادها و تشکل‌های قانونی غیردولتی با بی‌تفاوتی دولت روبه‌رو می‌شد. در پایان دوره‌ی چهارساله‌ی دولت نهم، عملاً تمام ارتباطات میان مردم و نهادهایشان با دولت و حاکمیت قطع شده بود.</p>
<p>در این هنگام بود که در انتخابات دولت دهم، میرحسین موسوی سعی کرد به مردم بگوید که برقراری دوباره‌ی این اعتماد ممکن است. گفت همین قانون اساسی جمهوری اسلامی، ظرفیت‌های تحقق‌نیافته‌ای دارد که می‌تواند در مسیر سعادت و اعتمادسازی میان حاکمیت و ملت و ترمیم رابطه‌های گسسته‌ی ملت و دولت به کار گرفته شود.</p>
<p>مردم به او اعتماد کردند. موسوی شد ملجأ مردم برای نجات از افسردگی و غبار مرگی که بر روحشان نشسته بود.</p>
<p>در انتخابات تقلب شد. دروغی دیگر بر انبوه دروغ‌های دولت نهم افزوده شد. مردم منتظر ماندند تا ببینند حاکمیت در قبال این دروغ عظیم چه واکنشی نشان می‌دهد. احمدی‌نژاد آن‌ها را خس و خاشاک خواند. نیروهای شبه‌نظامی لجام‌گسیخته به خوابگاه دانشجویان ریختند و پنج نفر دانشجو را در خوابگاهشان کشتند. نیروهای پلیس به خانه‌های منتقدان دولت ریختند و بدون توجیه قانونی، صدها نفر را بازداشت کردند.</p>
<p>به اذعان شهرداری تهران، روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، سه میلیون نفر فقط در شهر تهران در راهپیمایی عظیمی شرکت کردند تا اعلام کنند که خس و خاشاک نیستند، تا اعلام کنند که نتیجه‌ی انتخابات را دروغ می‌دانند.</p>
<p>نیروهای مسلح در آن روز هشت نفر از مردم را که خواهان ابطال انتخابات بودند، کشتند.</p>
<p>مردم روز ۲۶ خرداد، راهپیمایی سکوتی از میدان هفت تیر تا میدان انقلاب برگزار کردند و در آن تنها دو انگشت خود را به نشانه‌ی امید به پیروزی بالا گرفتند. همه معتقد بودند که حاکمیت با دیدن این حجم مردم، می‌پذیرد که نسبت بالایی از مردم ایران به نتایج انتخابات اعتراض دارند، به عنوان نماینده‌ی ملت، حق قانونی آن‌ها را برای اعتراض به رسمیت می‌شناسد و برای ایجاد دوباره‌ی اعتماد میان مردم و حاکمیت، انتخابات را باطل می‌کند. مردم همه چشم به حاکمیت دوخته بودند، با امیدی پرفروغ به آشتی و احقاق حق خود.</p>
<p>اما حاکمیت اعلام کرد که انتخابات هیچ خدشه‌ای نداشته و روز شنبه ۳۰ خرداد، بیشتر از ۳۰ نفر از جوانان معترض، از جمله ندا آقاسلطان، به خاک و خون کشیده شدند و ۴۰۰۰ نفر بدون حکم قضایی دستگیر و به نقاط نامعلومی منتقل شدند. خانواده‌ها از فرزندانشان بی‌خبر بودند. تصویر مرگ خونین ندا جهان را درنوردید و دل‌های میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان به درد آورد.</p>
<p>حاکمیت اعلام کرد که ندا آقاسلطان زنده است و مرگ او سناریویی بیش نیست. دروغی دیگر بر دروغ‌ها افزوده شد.</p>
<p>ثابت شد که ندا آقاسلطان زنده نیست و به راستی به دست نیروهای خودسر شبه‌نظامی کشته شده است.</p>
<p>حاکمیت اعلام کرد حالا که دیگر نمی‌تواند ادعا کند ندا زنده است، پس به دست نیروهای خارجی کشته شده است.</p>
<p>دروغی دیگر بر دروغ‌ها افزوده شد.</p>
<p>جسد سهراب اعرابی به خانواده‌اش تحویل شد.</p>
<p>جسد اشکان سهرابی به خانواده‌اش تحویل شد.</p>
<p>حتی اجازه ندادند خانواده‌های داغدار بر مرگ عزیزانشان بگریند.</p>
<p>بر ملا شدن مرگ محسن روح‌الامینی، شایعه‌های شکنجه و قتل را در زندان کهریزک ثابت کرد. همه چشم به حاکمیت و قوه‌ی قضائیه دوختند تا ببینند آیا هنوز اثری از عدالت بر جای مانده؟</p>
<p>اعلام شد که روح‌الامینی بر اثر مننژیت درگذشته است. دروغی دیگر شکاف پیشاپیش ژرف میان مردم و حاکمیت را گستراند. و به جای محاکمه‌ی آنانی که جوانان بی‌پناه زندانی را کشته بودند، محاکمات نمایشی کسانی برگزار شد که حتی از جنبش‌های خیابانی مردم خبر نداشتند.</p>
<p>آیت‌الله منتظری درگذشت. صدها هزار نفر در خاکسپاری او شرکت کردند. برگزاری مراسم برای این مرجع تقلید شیعه ممنوع شد.</p>
<p>و عاشورا&#8230; روز عاشورا، مردم را دوباره به خاک و خون کشیدند و بار دیگر آن‌ها را اغتشاشگر خواندند. این بار، بعد از هفت ماه جنبش عدم خشونت، مردم اختیار بر خشم خود از دست دادند&#8230; و این دور و تسلسل ادامه خواهد یافت.</p>
<p>آن قانون اساسی که موسوی از آن سخن می‌گفت، هنوز همان قانون اساسی است.</p>
<p>یک دروغ به صدها دروغ انجامیده است، راهی نمانده است جز از میان برداشتن دروغ اولیه و مادر دروغ‌های بعدی. آنچه مردم به دنبالش هستند، همان است که در روز ۲۵ خرداد می‌خواستند؛ هرچند حرکات نسنجیده‌ی حاکمیت باعث شده که خشم مردم زبانه بکشد و خواسته‌های دیگری هم مطرح کنند. برای جلوگیری از خشونت و جنگ خیابانی، خواسته‌های به‌حق نباید فراموش شود. هر تغییر دیگری تنها با حرکت تدریجی میسر است. هر هدف بزرگی دست‌یافتنی است، اگر به هدف‌های کوچک تقسیم شود.</p>
<p>هنوز فرصتی برای ترمیم زخم‌ها وجود دارد، با:</p>
<ol>
<li>ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن.</li>
<li>معرفی و محاکمه‌ی جانیان خودسری که چه در زندان‌ها و چه در خیابان‌ها ده‌ها نفر از معترضان مسالمت‌جو و غیرمسلح را به قتل رساندند.</li>
<li>آزادی تمامی زندانیان و بازداشت‌شدگانی که صرفاً به دلیل اعتراض به نتایج انتخابات، ماه‌هاست بلاتکلیف هستند.</li>
</ol>
<p>این خواسته‌ها تحقق‌یافتنی است. در یادداشت‌های بعدی به روش‌های تحقق این خواسته می‌پردازم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://arashhejazi.com/1388/10/iran-turmoil-01/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تا انتخابات چهار روز فاصله است. فریب نخورید، قهر نکنید.</title>
		<link>http://arashhejazi.com/1388/03/dont-let-yourself-tobe-deceived/</link>
		<comments>http://arashhejazi.com/1388/03/dont-let-yourself-tobe-deceived/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 08 Jun 2009 16:44:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرش حجازی</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[انتشارات کاروان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ سانسور]]></category>
		<category><![CDATA[میرحسین موسوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hejazi.ir/?p=348</guid>
		<description><![CDATA[«دو بالِ سلامت و شکوفایی یک سرزمین، عدالت و آزادی است. عدالت محصول آزادی است.» رمان کی‌خسرو، آرش حجازی در چهار سال گذشته، دوران دشواری بر اهل فرهنگ گذشت. جناب آقای احمدی‌نژاد در مناظره‌ی تلویزیونی‌شان با جناب آقای موسوی مدعی شدند که میزان کنترل‌ها بر کتاب در دوره‌ی دولت نهم کمتر شده است. متأسفانه به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>«دو بالِ سلامت و شکوفایی یک سرزمین، عدالت و آزادی است. عدالت محصول آزادی است.»<br />
رمان <em>کی‌خسرو</em>، آرش حجازی<br />
در چهار سال گذشته، دوران دشواری بر اهل فرهنگ گذشت. جناب آقای احمدی‌نژاد در مناظره‌ی تلویزیونی‌شان با جناب آقای موسوی مدعی شدند که میزان کنترل‌ها بر کتاب در دوره‌ی دولت نهم کمتر شده است. متأسفانه به عنوان ناشر، و نویسنده و مترجم، آنچه دیده‌ام بسیار متفاوت است. این تفاوت از دو جهت رنج‌آور است؛ اول آنکه ارائه‌ی اطلاعات کذب از سوی رئیس جمهور کشورم آزارم می‌دهد، چرا که کاری را که می‌کنند اگر درست می‌دانند، پس نیازی به کتمان آن نیست و اگر نادرست می‌دانند، پس چرا انجامش می‌دهند؟<br />
رنج دوم از آن است که جفایی که بر فرهنگ رفت، کمرِ نشر را شکست. فقط مواردی را می‌گویم که در این چهار سال بر سرِ انتشارات کاروان آمد. خوشحالیم که تاب آوردیم و صبر پیشه کردیم تا فرصتی دست بدهد تا با تک رای خودمان در تغییر اوضاع موثر باشیم.<br />
نشریه‌ی جشن کتاب، نشریه‌ای صرفاً فرهنگی و ادبی بود که به انتشار داستان کوتاه و نقد و معرفی کتاب می‌پرداخت. نه کاری به سیاست داشت و نه امور مذهبی. اما بدون هیچ دلیل موجهی، صرفاً به دلیل انتشار داستانی از پریمو لِوی، نویسنده‌ی برجسته‌ی ایتالیایی و یک داستان فانتزی، بدون دادن فرصت اعتراض، به دستور هیئت نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد لغو مجوز شد. این لغو مجوز میلیون‌ها تومان فشار مالی برای نشریه به همراه آورد و چندین نفر تصویرگر و مترجم و نویسنده را از درآمد ناچیز نشریه محروم کرد. هیچ‌کس پاسخگو نبود. آقای دکتر احمدی‌نژاد فرمودند که در دوران دولت نهم فقط یک نشریه بسته شده است. جشن کتاب یکی از معدود نشریاتی بود که به دستور وزارت ارشاد لغو امتیاز شد.<br />
در عرصه کتاب، ده‌ها کتاب انتشارات کاروان که مجوز دائم انتشار داشتند، در دوران دولت نهم لغو مجوز شدند. این فقط مشتی از هزاران عنوان کتابی بود که در این دوره سانسور شدند. نکته‌ی مهم فرایند این لغو مجوزها بود. کتاب را طبق مجوز دائم تجدید چاپ می‌کردیم و برای دریافت اعلام وصول (که صرفاً یک تشریفات اداری است، اما در دولت نهم به اجازه‌ی توزیع کتاب مبدل شد)، به وزارت ارشاد می‌فرستادیم. کارمندان وزارت ارشاد به ما ــ به‌طور شفاهی و بدون حتی نامه‌ی مکتوب ــ دستور می‌دادند که باید مجوز انتشار کتاب را تحویل بدهیم تا اعلام وصول دریافت کنیم. تمام اعتراض‌های ما بر اینکه حداقل لغو مجوز باید طبق دستور اداری مکتوب انجام شود، بی‌پاسخ ماند، فقط ارعاب شفاهی. امیدوارم آقای دکتر احمدی‌نژاد این مورد را تکذیب نکنند.<br />
چندین کتاب انتشارات کاروان که برای دریافت مجوز پیش از چاپ (که معادل تعریف سانسور) است، به وزارت ارشاد ارسال شده بود، غیرمجاز اعلام شد، مشمول چنان سانسوری شد که کاروان به علت احترام به حقوق خواننده از انتشار آن‌ها صرف نظر کرد، یا به علت عدم دریافت پاسخی از وزارت ارشاد، ماه‌هاست بلاتکلیف مانده‌اند.<br />
طبق آمار منتشر شده‌ی وزارت ارشاد که تحلیل آن در شماره‌ی سوم «صنعت نشر» (بولتن اتحادیه‌ی ناشران و کتابفروشان تهران) آمده است، وزارت ارشاد از انتشار آیین‌نامه‌ی خرید کتاب برای کتابخانه‌های عمومی کشور خودداری کرد و بودجه‌ی کلان خرید کتاب در سال‌های ۸۴، ۸۵ و ۸۶ را به خرید کتاب از معدودی ناشر اختصاص داد. فقط در سه جلسه، ۱۳۷ هزار نسخه کتاب از یک ناشر خریداری شد و از ناشری دیگر ۱۰۰ نسخه، و از هزاران ناشر دیگر صفر نسخه. وزارت ارشاد هیچ پاسخی به پیگیری‌های اتحادیه نداد.<br />
انتشارات کاروان در دوره‌ی دولت نهم بیش از ۲۰ نامه‌ی در اعتراض به سانسورهای اعمال شده به وزارت ارشاد ارسال کرد که حتی یک نامه هم پاسخ داده نشد.<br />
کتابی که در دولت نهم به آن مجوز داده شده بود، پس از انتشار اعلام وصول دریافت نکرد و اجازه‌ی توزیع نیافت. این کتاب هنوز هم در انبار انتشارات خاک می‌خورد و وزارت ارشاد هیچ اهمیتی به زیان هنگفت وارد شده به ناشر نداد. پاسخی هم به پیگیری‌های ناشر نداد.<br />
این ها فقط بخشی از آسیب هایی است که به کاروان وارد آمد. صدها ناشر و هزاران کتاب و نشریه دیگر بدتر از این آسیب ها را دیدند. آسیبی که در  این چهارسال بر ناشران و اهل قلم وارد شد تا سال‌ها قابل جبران نیست. حالا رئیس جمهور محترم می فرمایند که اوضاع نشر در دولت کنونی بهتر از دولت های قبل بوده است.</p>
<p>از تمام کسانی که به هر شکلی کمترین اعتمادی به من دارند، عاجزانه خواهش می کنم در این انتخابات شرکت کنند. مأیوس نشوید. با رای دادن به شخصی غیر از آقای احمدی نژاد، به فشار طاقت فرسای روی دوش اهل فرهنگ، به کتمان حقیقت، به زیر پا گذاشتن قانون، به هدر رفتن سرمایه های ملی و به استقرار آزادی و عدالت کمک کنید.</p>
<p>یا حق</p>
<p>آرش حجازی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://arashhejazi.com/1388/03/dont-let-yourself-tobe-deceived/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به میرحسین موسوی رای می دهم</title>
		<link>http://arashhejazi.com/1388/03/%d8%a8%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c-%d8%af%d9%87%d9%85/</link>
		<comments>http://arashhejazi.com/1388/03/%d8%a8%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c-%d8%af%d9%87%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 28 May 2009 00:00:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرش حجازی</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[میرحسین موسوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hejazi.ir/?p=305</guid>
		<description><![CDATA[اما بعد از انتخابات شعارهای انتخاباتی او را فراموش نمی کنم. آرش حجازی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اما بعد از انتخابات شعارهای انتخاباتی او را فراموش نمی کنم.</p>
<p>آرش حجازی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://arashhejazi.com/1388/03/%d8%a8%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c-%d8%af%d9%87%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فیلتر شدن فیسبوک و تویتر: هراس از جامعه ی نو</title>
		<link>http://arashhejazi.com/1388/03/%d9%81%db%8c%d9%84%d8%aa%d8%b1-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%81%db%8c%d8%b3%d8%a8%d9%88%da%a9-%d9%88-%d8%aa%d9%88%db%8c%d8%aa%d8%b1-%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87/</link>
		<comments>http://arashhejazi.com/1388/03/%d9%81%db%8c%d9%84%d8%aa%d8%b1-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%81%db%8c%d8%b3%d8%a8%d9%88%da%a9-%d9%88-%d8%aa%d9%88%db%8c%d8%aa%d8%b1-%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 May 2009 17:32:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرش حجازی</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه نو]]></category>
		<category><![CDATA[فیسبوک]]></category>
		<category><![CDATA[فیلتر]]></category>
		<category><![CDATA[میرحسین موسوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hejazi.ir/?p=302</guid>
		<description><![CDATA[همان طور که می دانید، دو روز است که شبکه های اجتماعی فیسبوک و تویتر فیلتر شده اند.  بعضی منتقدان این انسداد را به فعالیت تبلیغاتی چشمگیر طرفداران میرحسین موسوی در انتخابات ۸۸ نسبت می دهند و عده ای هم می گویند بی ربط است. اما یک نکته روشن است، شبکه های اجتماعی ساختارهای قدرت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>همان طور که می دانید، دو روز است که شبکه های اجتماعی فیسبوک و تویتر فیلتر شده اند.  بعضی منتقدان این انسداد را به فعالیت تبلیغاتی چشمگیر طرفداران میرحسین موسوی در انتخابات ۸۸ نسبت می دهند و عده ای هم می گویند بی ربط است. اما یک نکته روشن است، شبکه های اجتماعی ساختارهای قدرت را به هراس می اندازند. سال ها پیش سایت orkut هم که یکی از اولین شبکه های اجتماعی بود، فیلتر شد. ویکی پدیا هم دو سال قبل برای مدت کوتاهی فیلتر شد.</p>
<p>فارغ از اینکه اصلا فیلتر کردن و سانسور عملی خلاف حقوق بشر و آزادی انتقال اطلاعات است، این هراس می تواند خودش نشانه پدیده تازه ای باشد: روابط انسان ها با هم برای عده ای نگران کننده است. پدیده تازه ای نیست، در تمام تاریخ، هروقت ساختارهای قدرت احساس می کردند جایگاه مردمی شان را از دست داده اند، یکی از اولین اقداماتی که می کردند، جلوگیری از تجمع مردم بود.</p>
<p>اما ظاهراً  &#8220;تجمع&#8221; معنای تازه ای پیدا کرده است. صفحه ها و گروه های طرفداران میرحسین موسوی در فیسبوک هزاران نفر عضو دارند که می توانند در کسری از ثانیه با هم ارتباط برقرار کنند، خبرها را منتقل کنند و با هم قرار بگذارند. وقوع این تجمع در عالم فیزیکی نامحتمل است. اینترنت جهان تازه ای را به روی جامعه ی بشری باز کرده است. گمان می کنم تمام کتاب های جامعه شناسی دانشگاه ها باید از اول نوشته بشوند.</p>
<p>فیلتر کردن این جوامع فقط شوق به ایجاد جوامع جدید، با امکانات جدید را دامن می زند.</p>
<p>آرش حجازی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://arashhejazi.com/1388/03/%d9%81%db%8c%d9%84%d8%aa%d8%b1-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%81%db%8c%d8%b3%d8%a8%d9%88%da%a9-%d9%88-%d8%aa%d9%88%db%8c%d8%aa%d8%b1-%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

