مصاحبه سارا دهقان از برنامه شباهنگ صدای امریکا با آرش حجازی (قسمت اول): نشر، ترجمه، نویسندگی و سانسور در ایران
خلیج فارس، ایرانی های تنها، ایرانی های از هم منزوی
نیروی دریایی امریکا به ناوگانش بخشنامه ای اعلام کرده و دستور داده به جای خلیج فارس، از خلیج عربی استفاده کنند. مدت ها پیش در اعتراض به استفاده واژه “خلیج” به جای خلیج فارس از سوی آقای اوباما، یادداشتی اعتراضی به ایشان نوشتم. اما این بار قصد اعتراض به امریکا را ندارم، بلکه روی سخنم به هم وطنانم است.
باید این واقعیت را بپذیریم که ملتی تنها هستیم. ملتی که دولت برگزیده ندارد و دولت غیربرگزیده اش به فکر سعادت مردم کشورش نیست. ملتی که شش میلیون نفر از جمعیتش، یعنی حدود ده درصد جمعیتش، درجهان آواره اند. ملتی که از حمایت ملت های دیگر هم برخوردار نیست. بپذیریم که نه دولت امریکا، نه دولت انگلیس و نه کشورهای دیگر، دلشان برای مردم ما نمی سوزد. نیروی راننده سیاست در دنیا اقتصاد است، و در این بحران اقتصادی که غرب را گرفته، کشورهای عرب شده اند ملجا و چشمه امید کشورهای غربی. به اندازه کافی در این مدت که در غرب بوده ام دیده ام که سازمان های خصوصی و دولتی غربی چه طور شعار حمایت از حقوق بشر در ایران سر می دهند و در خفا برای یک قرارداد ساده با ایران و چین و کشورهای عربی که در برابر آزادی شمشیرشان را از رو بسته اند، حاضرند ناموسشان را بفروشند.
بپذیریم که تنهاییم. اما این تنهایی یأس آور نیست، این تنهایی و وانهادگی همان وضعیتی است که به زعم سارتر در فلسفه اگزیستانسیالیستی اش، بشر باید بپذیرد. ما تنهاییم، پس مسئولیم. ما مسئول خودمانیم. ما تنها حامی خودمانیم. این واقعیت را بپذیریم. آن وقت آن هایی که چشم انتظار حمله امریکا و اسرائیل به ایرانند تا برای مردم سعادت بیاورند، دست را از بالای چشم هایشان برخواهند داشت و بر زانویشان خواهند گذاشت.
متأسفانه چیزهای دیگری هم در این مدت دیده ام که نه تقصیر غرب است و نه تقصیر دولت ایران. نویسنده های ایرانی کتاب هایشان را در خارج ایران منتشر می کنند، تعداد زیادی از این کتاب ها به زبان های دیگر هم ترجمه شده، اما این شش میلیون ایرانی که در دنیا پراکنده اند و برخی شان خوشبختانه وضعیت اقتصادی خوبی دارند، به ندرت با خرید یک جلد کتاب این نویسنده ها از آن ها حمایت می کنند. اگر قرار است روزی از فرهنگ معاصر ما میراثی بماند، حاصل زحمات همین نویسندگان و هنرمندان خواهد بود.
جایی درباره خاطرات شیرین عبادی، Iran Awakening نوشتم، کلی به من اعتراض کردند که چرا از این کتاب تعریف کرده ام، در حالی که خانم عبادی جایی گفته اند اسلام و دموکراسی در تعارض نیستند. جای دیگری درباره خاطرات هوشنگ اسدی، Letters to my Torturer نوشتم، گفتند این اسدی محکوم است، چرا که در زندان توبه کرده و در دهه شصت از جمهوری اسلامی طرفداری کرده. از طوبا و معنای شب شهرنوش پارسی پور که ترجمه شده تعریف کردم، گفتند مزخرف است. دو سه نفر با هم حزب تشکیل می دهند و جمعیت اعضایشان که به شش نفر رسید، فراکسیون تشکیل می دهند. و بعد البته هیچ دیالوگی بینشان ممکن نیست، چون بنیان ایدئولوژیکشان با هم ناسازگار است.
متأسفانه به کرات می بینم که به خاطر هزاران سال استبداد، مردم ما هم از درون مستبد شده اند. تفرد وجودمان را فرا گرفته. فقط برای کنسرت این یا آن خواننده پاپ ایرانی می شویم. اما کار به جاهای سخت که می رسد، مثل اینکه برویم به سایت آمازون و کتابی از یک نویسنده ایرانی سفارش بدهیم، یا به دوستان غربی مان رمان های ترجمه شده فارسی را هدیه بدهیم، هزار و یک دلیل پیدا می کنیم که این کار را نکنیم.
ملت تنهایی هستیم، اما مراقب باشیم که از هم منزوی نشویم.
برای همین سایت کوله پشتی ایرانی (Iranian Backpack) را راه انداختم، تا به سهم خودم به ترویج میراث فرهنگی معاصر ایرانی در خارج کشور کمک کنم. نشویم مثل قوم بشر که بعد از فروریزی برج بابل در چهارسوی عالم پراکنده شدند و زبانشان از هم جدا شد. اگر ملت ما با هم متحد باشد، هیچ قدرتی در دنیا نمی تواند پا بر رؤیاها و آرزوهای ما بگذارد.
یا حق،
آرش حجازی
تأملاتی بر هنر داستان نویسی: جلسه ۴ / استمرار و گرم شدن
نوشتن را به تعویق نیندازید.
هر وقت خواستید نوشتن را به تعویق بیندازید، بنشینید و ۵ دلیل برای این که چرا باید نوشتن را به تعویق بیندازید، پیدا کنید و بنویسید. بعد جلوی هرکدام، یک جمله بنویسید که چرا نباید نوشتن را به تعویق بیندازید.
خودتان را قربانی ندانید.
همه ی ما در جامعه قربانی چیزهایی هستیم. اما اگر نقش خودمان را به عنوان قربانی بپذیریم، خلاقیت مان را برای همیشه از دست می دهیم.
. خانواده مان ما را درک نمی کنند.
. رئیس مان زندگی مان را پر از مشکل می کند.
. پول نداریم.
. شوهرمان یا زن مان به ما فضای کار نمی دهد.
. ماشین مان خوب کار نمی کند یا ماشین نداریم.
. همسایه ها سر و صدا می کنند و نمی گذارند کار کنیم.
آسمان خراش یکی از بزرگ ترین اختراعات قرن بیستم است. آسمان خراش را کسانی اختراع نکردند که زمین های بزرگ داشتند. کسانی اختراع کردند که زمین کوچکی داشتند و می خواستند از آن بیش ترین استفاده را بکنند.
منتقد خودتان نباشید. هر کسی در خودش منتقدی دارد. وقتی می نویسید، این منتقد شروع می کند به اعتراض و نابودتان می کند. دیگر نمی گذارد بنویسید. هر وقت صدای اعتراض به نوشته تان را در مغزتان حس کردید. این منتقد به موقع خودش خیلی خوب است. وقتی که دست نویس اول را نوشتید و حالا می خواهید بررسی اش کنید، که بعدا به آن می رسیم. به منتقدتان یادآوری کنید که نوبت او هم می رسد، و فعلا ساکت باشد. و به هر حال، به خاطر این منتقد دست از نوشتن نکشید. این تکنیکی است که در مراقبه به کار می رود. وقتی آدم مراقبه می کند، افکار به او حمله می کنند. باید اجازه بدهد که این افکار بیایند و بروند، اما او از جایش تکان نخورد و ادامه بدهد.
برای دفعه ی بعد، مقاله ای بنویسید: چرا می نویسم؟ نیاز درونی تان را برای نوشتن کشف کنید و به شنونده ثابت کنید که چرا نوشتن، برای شما مهم ترین کار دنیاست. از هر کار دیگری مهم تر است و نمی توانید ننویسید.
گرم شدن
۱٫ برای گرم شدن، همه تان یک دفتر خاطرات نگه دارید. هر روز، یکی از مهم ترین ماجراهای روزتان را در آن بنویسید.
۲٫ یک صفحه از کتابی که خیلی دوست دارید، بخوانید.
فرصت استثنایی برای داستان نویسان ایرانی: نویسندگان داستان کوتاه ایرانی، اگر مایلید آثارتان در یک آنتولوژی انگلیسی منتشر شود، این متن را بخوانید.
انتشارات لایون لونژ، مؤسسه انتشاراتی انگلیسی مستقلی است که به نشر آثار خلاقه (داستان کوتاه، مقاله، شعر) می پردازد. این انتشارات قصد دارد در سال ۲۰۱۰ آنتولوژی دوم خود را که اختصاص به داستان های کوتاه جهان دارد، منتشر کند. آنتولوژی اول در سال ۲۰۰۹ منتشر شد و به آثارخلاقه نویسندگان اروپایی اختصاص داشت. از برخی از نویسندگانی که آثارشان در این مجموعه منتشر شده بود، قبلاً اثری منتشر نشده بود و نشر اثرشان در این آنتولوژی فرصتی به آن ها داده است تا آثار دیگر خود را به ناشران معرفی کنند.
این انتشارات حق التالیفی برای آثار منتشر شده در نظر نگرفته است، اما همین انتشار داستان های کوتاه ایرانی در کنار نویسندگان جهانی فرصتی ایجاد می کند تا ادبیات معاصر ایران به خوانندگان غربی معرفی شود. البته حق نشر آثار همچنان متعلق به نویسندگان می ماند و در صورت تمایل می توانند اثر خود را در مجموعه های دیگر منتشر کنند.
آخرین مهلت ارسال آثار برای ناشر، ۳۱ دسامبر سال ۲۰۰۹ است. سپس آثار مورد داوری قرار می گیرد و با نویسندگان آثار راه یافته به مرحله نهایی برای عقد قرارداد تماس گرفته می شود. برای اطلاعات بیشتر به بخش ارسال آثار این ناشر مراجعه بفرمایید یا آثار خود را به نشانی ایمیل ناشر (submissions@thelionlounge.com) بفرستید. فقط توجه بفرمایید که برای ارسال آثار برای ناشر، باید حتماً اول آن ها را به انگلیسی ترجمه کنید. چون دبیران تحریریه امکان خواندن آثار شما را به فارسی ندارند. البته در صورت پذیرش اثر شما، کار شما قبل از انتشار حتما ویرایش خواهد شد.
شرایط پذیرش:
- نثر: حداکثر ۳ داستان کوتاه، هرکدام بیشتر از ۲۵۰۰ واژه نباشد.
- شعر: حداکثر ۵ شعر، جمعاً بیشتر از ۵ صفحه نباشد.
- آثار باید به زبان انگلیسی ترجمه و بعد ارسال شوند.
- مهلت ارسال ۳۱ دسامبر ۲۰۰۹
نشانی وب سایت ناشر: www.thelionlounge.com
ایمیل ارسال آثار: submissions@thelionlounge.com
فرصت را از دست ندهید. آثارتان را در معرض دید جهانیان بگذارید.
با درود،
آرش حجازی








