ندا، دختری که مرد تا دنیا بداند

سه سال پیش، روز ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، در اعتراضات بعد از انتخابات دستکاری شده ریاست جمهوری، ندا دختر ایرانی، روی سنگفرش های خیابانی در تهران، به ضرب گلوله یک بسیجی جان سپرد.

ندا یکی از صدها نفری بود که به دست حاکمیت ایران کشته شدند، فقط به خاطر آنکه آرزوی تغییر داشتند. درست قبل از مرگ، نگاه آخر ندا به وسیله دوربین موبایلی ثبت شد، در اینترنت به گردش در آمد و توجه میلیون ها نفر را در سراسر جهان جلب کرد و شد پربیننده ترین صحنه مرگ تاریخ.

در طی روزهای بعدی، رسانه های جهانی غرق هیجان شدند. رییس جمهورها و نخست وزیرها این جنایت را محکوم کردند، ایرانی ها فریاد عدالت خواهی سر دادند، دولت ایران انکار کرد. اما مرگ این دختر باعث به تحرک در آمدن میلیون ها نفر شده بود. حالا دنیا می دانست. می دانست که در سرزمین اسرارآمیز ایران، نسلی هم زندگی می کند که بسیار به همنسلانش در کشورهای دیگر شبیه است، می خواهد شور زندگی را حس کند، صدایی داشته باشد، و حاضر است در تمنای آزادی همه چیزش را بدهد.
اما سه سال گذشت. جنبش سبز وحشیانه سرکوب شد. صدها نفر در زندانند و صدها نفر در گورهای بی نام و نشان، و آن گورهایی که نام و نشانی دارند، مدام زیر نظر نیروهای امنیتی هستند.
سه سال گذشت و دنیا به راه خودش رفته. تنها نگرانی شان الان جاه طلبی های هسته ای ایران است که برایش سندی ندارند. و در این میان، آنانی که فریاد آزادی خواهی سرداده بودند، اسیر نومیدی شده اند، چرا که حس می کنند دنیا آنان را از یاد برده. در این میان، دنیا دیگر ندا را به خاطر نمی آورد. نگاهش را فراموش کرده که می گفت: «نگاهم کنید. مرا کشتند چون می خواستم صدایی داشته باشم.»
رسانه ها هم راه خود را رفته اند. دیگر دغدغه پربیننده ترین مرگ تاریخ را ندارند، الان وقت جام ملتهای  اروپاست و بعد  المپیک.

و سرکوبگران ایران به تمام این جنایات و بیدادهای سه سال گذشته خود نگاه می کنند و وقتی می بینند دیگر برای کسی مهم نیست، لبخند می زنند و می گویند: «کارم درست بود که همه را کشتم. دفعه بعد هم همین کار را می کنم. هرچه باشد، تا المپیک بعدی دنیا همه چیز را فراموش می کند.»

پست شده در ندا آقاسلطان, وبلاگ

پاسخ دهید

بایگانی