<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: نکته کوچکی درباره ترجمه</title>
	<atom:link href="http://arashhejazi.com/1387/11/translation/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://arashhejazi.com/1387/11/translation/</link>
	<description>سایت رسمی آرش حجازی، نویسنده، مترجم، روزنامه نگار، پزشک، ناشر</description>
	<lastBuildDate>Mon, 23 Jan 2012 10:55:56 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.2.1</generator>
	<item>
		<title>با: رضا سیاری</title>
		<link>http://arashhejazi.com/1387/11/translation/comment-page-1/#comment-86</link>
		<dc:creator>رضا سیاری</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hejazi.ir/?p=179#comment-86</guid>
		<description>سلام
آشنایی من با آثار شما به یک اتفاق جالب باز می گردد که یک بار آن را در بخش نظرات وبلاگ تان نوشتم. از آن جا که فکر می کنم شاید این اتفاق برای دوست داران و خوانندگان آثارتان هم جالب باشد، یک بار دیگر آن را بازگو می کنم!
روزی خانمی برای مصاحبه ی استخدامی به شرکت ما آمده بود. قرار  شدآزمون زبان انگلیسی را بنده و یکی از همکاران انجام دهیم. در یکی از سوالات، از ایشان خواستم چند مترجم طراز اول کشور را نام ببرند. وی بی درنگ نام شما را بر زبان آورد و این &quot;اتفاق خجسته&quot; زمینه ای شد برای آشنایی حقیر با آثار شما که امیدوارم این آشنایی، مقدمه ای بر آشنایی با شما و استفاده از تجربیات تان باشد.
در مورد مطلب جدیدتان نیز، همانند یکی از بزرگان ترجمه، معتقدم: نباید از کلاغ فرنگی، بلبل پارسی گوی ساخت. 
موفق باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
آشنایی من با آثار شما به یک اتفاق جالب باز می گردد که یک بار آن را در بخش نظرات وبلاگ تان نوشتم. از آن جا که فکر می کنم شاید این اتفاق برای دوست داران و خوانندگان آثارتان هم جالب باشد، یک بار دیگر آن را بازگو می کنم!<br />
روزی خانمی برای مصاحبه ی استخدامی به شرکت ما آمده بود. قرار  شدآزمون زبان انگلیسی را بنده و یکی از همکاران انجام دهیم. در یکی از سوالات، از ایشان خواستم چند مترجم طراز اول کشور را نام ببرند. وی بی درنگ نام شما را بر زبان آورد و این &#8220;اتفاق خجسته&#8221; زمینه ای شد برای آشنایی حقیر با آثار شما که امیدوارم این آشنایی، مقدمه ای بر آشنایی با شما و استفاده از تجربیات تان باشد.<br />
در مورد مطلب جدیدتان نیز، همانند یکی از بزرگان ترجمه، معتقدم: نباید از کلاغ فرنگی، بلبل پارسی گوی ساخت.<br />
موفق باشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ساسان م</title>
		<link>http://arashhejazi.com/1387/11/translation/comment-page-1/#comment-84</link>
		<dc:creator>ساسان م</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hejazi.ir/?p=179#comment-84</guid>
		<description>سلام. دوباره بابت سایتتون شادباش.
در مورد ترجمه هنوز نظریه کاملی که ارضا کننده ابهامات باشه من ندیدم.
وقتی صاحبنظران ترجمه رو به سه قسم تقسیم میکنند برای من خیلی جالبه. 1- ترجمه دقیق 2- ترجمه آزاد و 3-ترجمه خیلی آزاد
این سه قسمت همه چیز رو در بر میگیره. و این یعنی هنوز استانداردهای اون کامل مشخص نیست!!!
من گاهی برخی ترجمه ها رو به نسخه اصل و زبان اصلیش ترجیح میدم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. دوباره بابت سایتتون شادباش.<br />
در مورد ترجمه هنوز نظریه کاملی که ارضا کننده ابهامات باشه من ندیدم.<br />
وقتی صاحبنظران ترجمه رو به سه قسم تقسیم میکنند برای من خیلی جالبه. ۱- ترجمه دقیق ۲- ترجمه آزاد و ۳-ترجمه خیلی آزاد<br />
این سه قسمت همه چیز رو در بر میگیره. و این یعنی هنوز استانداردهای اون کامل مشخص نیست!!!<br />
من گاهی برخی ترجمه ها رو به نسخه اصل و زبان اصلیش ترجیح میدم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سمانه</title>
		<link>http://arashhejazi.com/1387/11/translation/comment-page-1/#comment-83</link>
		<dc:creator>سمانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hejazi.ir/?p=179#comment-83</guid>
		<description>سلام
آقای حجازی چاپ مجدد اندوه ماه چی شد؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
آقای حجازی چاپ مجدد اندوه ماه چی شد؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پارادوکس</title>
		<link>http://arashhejazi.com/1387/11/translation/comment-page-1/#comment-81</link>
		<dc:creator>پارادوکس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hejazi.ir/?p=179#comment-81</guid>
		<description>با آرزوی موفقیت روز افزون</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با آرزوی موفقیت روز افزون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سوسن ضیاء</title>
		<link>http://arashhejazi.com/1387/11/translation/comment-page-1/#comment-78</link>
		<dc:creator>سوسن ضیاء</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hejazi.ir/?p=179#comment-78</guid>
		<description>سلام آقای حجازی ماآشناهای نادیده هستیم وخیلی خوشحالم راهی پیداشدکه بتوانم گاهی باشماتماس بگیرم.دوسه روزاست که لابه لای وبلاگ شماوسایت کاروان رامی گردم ومی کوشم نخوانده نگذارم ونگذرم.مطلب شمادرموردترجمه آثارخارجی به زبان فارسی سبب شدکه درددلم رابنویسم.راستش دلم نمی خواهد ادبیات قدیم را باترجمه های جدیدبخوانم چون فکرمی کنم به دونفربی احترامی شده:یکی نویسنده که قلم به تخم چشمش زده تا تفکر وفلسفه اش رادربرابرخواننده ای مشتاق قراردهد ودیگرمترجمی که خود استادی مسلم بوده وباترجمه آن دست وپنجه نرم کرده است .تصورکنید که ویلهلم تل ترجمه آقای دکتر خانلری راخوانده باشد وخالا باترجمه دیگری بخواند که مطابق روال روزبرگردانده شده است .نمی دانم چقدرتوانستم مقصودم رابیان کنم . خدا قوت .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام آقای حجازی ماآشناهای نادیده هستیم وخیلی خوشحالم راهی پیداشدکه بتوانم گاهی باشماتماس بگیرم.دوسه روزاست که لابه لای وبلاگ شماوسایت کاروان رامی گردم ومی کوشم نخوانده نگذارم ونگذرم.مطلب شمادرموردترجمه آثارخارجی به زبان فارسی سبب شدکه درددلم رابنویسم.راستش دلم نمی خواهد ادبیات قدیم را باترجمه های جدیدبخوانم چون فکرمی کنم به دونفربی احترامی شده:یکی نویسنده که قلم به تخم چشمش زده تا تفکر وفلسفه اش رادربرابرخواننده ای مشتاق قراردهد ودیگرمترجمی که خود استادی مسلم بوده وباترجمه آن دست وپنجه نرم کرده است .تصورکنید که ویلهلم تل ترجمه آقای دکتر خانلری راخوانده باشد وخالا باترجمه دیگری بخواند که مطابق روال روزبرگردانده شده است .نمی دانم چقدرتوانستم مقصودم رابیان کنم . خدا قوت .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زاهد</title>
		<link>http://arashhejazi.com/1387/11/translation/comment-page-1/#comment-77</link>
		<dc:creator>زاهد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hejazi.ir/?p=179#comment-77</guid>
		<description>مبارکه
خوشحال شدیم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مبارکه<br />
خوشحال شدیم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نگار</title>
		<link>http://arashhejazi.com/1387/11/translation/comment-page-1/#comment-74</link>
		<dc:creator>نگار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hejazi.ir/?p=179#comment-74</guid>
		<description>عشق‌ زندگی‌ است عشق‌ هرگز خطا نمی‌کند، 

و زندگی، تا زمانی‌ که‌ عشق‌ هست، به‌ خطا نمی‌رود.

در بنیانِ تمامی‌ مخلوقات، عشق‌ همچون‌ عطیه‌ی‌ برتر حاضر است

‌زیرا هنگامی‌ که‌ هر چیز دیگری‌ به‌ پایان‌ می‌رسد، عشق‌ می‌ماند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عشق‌ زندگی‌ است عشق‌ هرگز خطا نمی‌کند، </p>
<p>و زندگی، تا زمانی‌ که‌ عشق‌ هست، به‌ خطا نمی‌رود.</p>
<p>در بنیانِ تمامی‌ مخلوقات، عشق‌ همچون‌ عطیه‌ی‌ برتر حاضر است</p>
<p>‌زیرا هنگامی‌ که‌ هر چیز دیگری‌ به‌ پایان‌ می‌رسد، عشق‌ می‌ماند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نگار</title>
		<link>http://arashhejazi.com/1387/11/translation/comment-page-1/#comment-73</link>
		<dc:creator>نگار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hejazi.ir/?p=179#comment-73</guid>
		<description>سلام 
سایتتون واقعا عالی شده بهتون تبرک عرض میکنم موفق باشین و سلامت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
سایتتون واقعا عالی شده بهتون تبرک عرض میکنم موفق باشین و سلامت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فروغ</title>
		<link>http://arashhejazi.com/1387/11/translation/comment-page-1/#comment-39</link>
		<dc:creator>فروغ</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hejazi.ir/?p=179#comment-39</guid>
		<description>سلام.من تازه امروز متئجه شدم که شما یعنی آرش حجازی یه پزشکید!و البته راستشو بخواید از این کشفم کلی خوشم اومد و حالا که وبلاگ و سایتتون رو هم دیدم کلی خوشحال شدم.چون بالاخره فهمیدم تو دنیای پزشکی هم راهی واسه پریدن هست.اگه نه مثل شما دور ولی حداقل تا لب یه پنجره کمی روشن تر!منم چند وقته قصد پریدن دارم.البته پزشکی همیشه یه بخش از زندگیه همه ما میمونه...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.من تازه امروز متئجه شدم که شما یعنی آرش حجازی یه پزشکید!و البته راستشو بخواید از این کشفم کلی خوشم اومد و حالا که وبلاگ و سایتتون رو هم دیدم کلی خوشحال شدم.چون بالاخره فهمیدم تو دنیای پزشکی هم راهی واسه پریدن هست.اگه نه مثل شما دور ولی حداقل تا لب یه پنجره کمی روشن تر!منم چند وقته قصد پریدن دارم.البته پزشکی همیشه یه بخش از زندگیه همه ما میمونه&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

