حریم خصوصی

قبل از اینکه طبق قولی که داده ام، به سرگذشت انتشارات کاروان و باقی ماجراها بپردازم، یک چیز می ماند. در یادداشت قبلی ام، اشاره ای کردم به اینکه ما ایرانی ها به حریم خصوصی اعتقادی نداریم. بدم نمی آید کمی درباره حریم خصوصی حرف بزنم.

***

موبایل دوستی زنگ می زند. نگاهی به صفحه نمایش می اندازد. شماره را نمی شناسد. تکمه سبز را می زند و جواب می دهد: «بفرمایید.»

کسی از آن طرف خط داد می زند: «سلام! تو چرا همیشه موبایلت خاموشه؟»

(جواب منطقی: به شما ربطی ندارد!)

اما دوست ما که آدم محترم و مؤدبی است، جواب می دهد: «شارژر موبایلم رو خانه خاله ام جا گذاشته بودم! ببخشید، شما؟»

«من؟ من حمیدم دیگه! (هرگونه تشابه اسمی تصادفی است) الان کجایی؟»

(جواب منطقی: به شما ربطی ندارد!)

دوست مؤدب: «من؟ سر کارم! به جا نمی آرم!»

«بابا من دوست حسینم دیگه! پارسال خونه رضا همدیگه رو دیدیم. یادته؟ شماره ت رو حسین بهم داد!»

«آها! بله، حالتون خوبه؟»

«حسین گفت ماشینتو گذاشتی واسه فروش. من طالبم.»

«ببخشید، حسین اشتباه کرده. من ماشینم رو دو ماه پیش فروختم.»

«اه؟! چند فروختی؟»

(جواب منطقی: به شما ربطی ندارد!)

و…

***

به سؤال هایی فکر کنید که از شما می پرسند یا از دیگران می پرسید، و جواب منطقی اش «به شما مربوط نیست» است. سؤال هایی مثل…

«اینجا رو چند خریدی؟»

«معدلت چند شد؟»

«ماهی چه قدر پول در میاری؟»

«عید کجا می ری؟»

«پس تو کی می خوای زن بگیری؟»

«نمی خوای موهات رو کوتاه کنی؟»

«تو چند کیلویی؟»

«این شلوار رو از کجا خریدی؟»

«شبا کی می خوابی؟»

«رتبه کنکورت چند شد؟»

«چرا سیگار می کشی؟ واسه ت بده!»

«این رنگ بهت نمی آد.»

و…

این یعنی تجاوز به حریم خصوصی. یکی از نمودهای کوچکش.

یک نظر برای ”حریم خصوصی“

  1. alee گفته:

    age bekhayim vagean harim e khosoosi ,albate intor ke shoma goftid fekr konim,baraye be ja endakhtane oon fekr konam bayad ganoon e asasi ro ham tagyir bedim,inke egaze nadim hich kas az ma beporse chand kilooyi ya moadelet chande ya mohat che in shekliye ya …be nazare man age intori nabood shoma alan na pezeshk boodi va na in hame adam poshte konkore reshtehaye pezeski o mohandesi boodan,manam kheili doost dashtam vali khob dige nashodaniye ..

درج یک نظر