<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: اعترافات آرش حجازی ۳</title>
	<atom:link href="http://arashhejazi.com/1387/10/confessions3/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://arashhejazi.com/1387/10/confessions3/</link>
	<description>سایت رسمی آرش حجازی، نویسنده، مترجم، روزنامه نگار، پزشک، ناشر</description>
	<lastBuildDate>Thu, 12 Aug 2010 12:39:25 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.6</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: لیلا</title>
		<link>http://arashhejazi.com/1387/10/confessions3/comment-page-1/#comment-80</link>
		<dc:creator>لیلا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hejazi.ir/?p=154#comment-80</guid>
		<description>سلام 
یادم دم می یاد چند سال پیش وقتی داشتم مقدمه کتاب&quot; خاطرات یک مغ &quot; رو می خوندم من هم همچین احساسی بهم دست داد و فکر می کردم چقدر می تونه فاصله بین ما زیاد باشه ، حتما شما خاک سرشتتون از ما جدا بوده که به همچین جایی رسیدید . اون روزها من هم خیلی سودای ترجمه رو تو سرم می پروروندم و با ولع تمام برای مترجم شدن این در و اون در می زدم... اما کم کم سرد شدم.
 خیلی از عوامل دست به دست هم داد تاازین دنیای رویائی که از دوره دبستان و راهنمایی دنیای آرزوهام بود فاصله بگیرم ...
اما این رو می دونم که فقط انسانهای بزرگ هستند که می تونند کار های بزرگ رو انچام بدن و بدونه اغراق شما یکی از همون هایید. 

با آرزوی سلامتی و موفقیت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
یادم دم می یاد چند سال پیش وقتی داشتم مقدمه کتاب&#8221; خاطرات یک مغ &#8221; رو می خوندم من هم همچین احساسی بهم دست داد و فکر می کردم چقدر می تونه فاصله بین ما زیاد باشه ، حتما شما خاک سرشتتون از ما جدا بوده که به همچین جایی رسیدید . اون روزها من هم خیلی سودای ترجمه رو تو سرم می پروروندم و با ولع تمام برای مترجم شدن این در و اون در می زدم&#8230; اما کم کم سرد شدم.<br />
 خیلی از عوامل دست به دست هم داد تاازین دنیای رویائی که از دوره دبستان و راهنمایی دنیای آرزوهام بود فاصله بگیرم &#8230;<br />
اما این رو می دونم که فقط انسانهای بزرگ هستند که می تونند کار های بزرگ رو انچام بدن و بدونه اغراق شما یکی از همون هایید. </p>
<p>با آرزوی سلامتی و موفقیت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: A</title>
		<link>http://arashhejazi.com/1387/10/confessions3/comment-page-1/#comment-79</link>
		<dc:creator>A</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hejazi.ir/?p=154#comment-79</guid>
		<description>آرش حجازی عزیز

عجله نکنید ! شما هم بزرگ می شوید ! هنوز خیلی مانده.
پست تبلیغاتی گاهی خودش اثر منفی دارد.
خوانندگان را یه قول جوانترها اوسکول فرض نکنید.
به شما توصیه می کنم این پست را پاک کنید.


سپاسگزارم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آرش حجازی عزیز</p>
<p>عجله نکنید ! شما هم بزرگ می شوید ! هنوز خیلی مانده.<br />
پست تبلیغاتی گاهی خودش اثر منفی دارد.<br />
خوانندگان را یه قول جوانترها اوسکول فرض نکنید.<br />
به شما توصیه می کنم این پست را پاک کنید.</p>
<p>سپاسگزارم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
