فتح‌الله بی‌نیاز: تاثیر متون عرفانی و کهن بر ادبیات معاصر ما بسیار کم بوده است.

خبرگزاری دانشجویان ایران – اهواز
سرویس فرهنگ و هنر
یک منتقد ادبی معتقد است: « تعصبات فراروشنفکرانه مانع استفاده و بهره‌گیری ادبیات داستانی معاصر ما از متون مقدسی چون قرآن، متون کهن و عرفانی شده است. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ـ منطقه خوزستان ـ فتح‌الله بی‌نیاز گفت: « استفاده از این متون به عنوان آرایه‌ای از داستان، یعنی بخشی از زمینه، می‌تواند بسیار مفید باشد چون زمینه تنها آداب و سنن نیستند. ما می‌توانیم آرایه‌های داستانی این متون را در دل زمینه پیدا کنیم و در کارمان از آن استفاده نماییم. » وی افزود: « موضوعیت قصه‌های قرآنی و قصه‌های متون مقدسی چون تورات و انجیل، محور روایت بسیاری از داستان‌ها و رمان‌ها شده است. به طور مثال رمان ” شرق بهشت “ نوشته جان اشتاین‌بک که از آرایه‌های داستانی هابیل و قابیل در زمینه مفاهیم کتاب مقدس استفاده کرده است. افراد دیگر هم هستند مانند اونامونو، توماس‌مان و… در واقع موضوع در کتاب مقدس به شکل محور اصلی داستان آورده شده و نویسنده آن را داستانی می‌کند. به نظر من این بهره‌گیری‌ها ناخودآگاه انجام می‌گیرند. » این داستان‌نویس در گفت و گو با ایکنا گفت: « به طور کلی تاثیر متون عرفانی و کهن بر ادبیات معاصر ما بسیار کم بوده است. کتابی چون ” تذکرة‌الاولیا “ خوانده می‌شود اما این‌که در آثار داستانی یا شعر منعکس گردد کمتر به چشم خورده است. » بی‌نیاز توضیح داد : « یکی از دلایل این امر این است که نویسندگان ما به خصوص در دهه‌ ۳۰ و ۴۰ قبل از این ‌که به اندیشه‌ غالب کنونی در جهان، یعنی تکثر، گفتمان و… برسند با گرایش‌های ایدئولوژیکی با این متون برخورد کرده‌اند و چون بیشتر نویسندگان هم دچار یک نوع روشنفکرمآبی شده بودند چنین استفاده‌هایی را ارتجاعی می‌دانستند. » وی همچنین گفت: « خوشبختانه مدتی است این فضای فکری دگم دارد می‌شکند و بنیادگرایی در ادبیات حذف شده است. در نتیجه رویکردی به این آثار با ابزارهایی چون بینامتنی یا کولاژ و… دیده می‌شود آن هم به شکل مؤلفه‌های پست مدرنیستی؛ یعنی حذف متن اصلی یا رجعت به زبان آن دوره با استفاده از بخش‌هایی از این متون و قصه‌ها. این منتقد تصریح کرد: « گلشیری را می‌توان آغازگر نوین چنین حرکتی دانست. او متون کهن و عرفانی و قرآن را به دقت خوانده بود و خوب هم خوانده بود. بی‌نیاز گفت: من در « ” شاهدخت سرزمین ابدیت “ نوشته آرش حجازی، ” اسفار کاتبان “ و ” رود راوی “ نوشته ابوتراب خسروی یا بعضی آثار مندنی‌پور به خصوص داستان‌های کوتاه‌اش تاثیرات چنین متونی را به خصوص از نظر زبان بسیار می‌بینم. »

یک نظر برای ”فتح‌الله بی‌نیاز: تاثیر متون عرفانی و کهن بر ادبیات معاصر ما بسیار کم بوده است.“

  1. اشکان اعظمی گفته:

    بنام خدا

    همچنین می توان گفت که نصیحت و درس آموز در شعر معاصر خیلی کمرنگ تر از شعر کهن است و بیشتر در شعر معاصر اعقاید و احساسات مبادله و گفته می شود.

درج یک نظر

برای درج نظر شما باید وارد شوید.