ناشر چارهای ندارد جز آنکه پیش از اقدام به چاپ کتاب، تیراژ آن را تعیین کند. چرا که هزینههای تولید کتاب در مرحلهی چاپ، نه بر اساس یک نسخه، که بر مبنای تعداد نسخی تعیین میشود که قرار است در هر چاپ تولید شود. تعیین تیراژ یکی از مهمترین تصمیمهای ناشر در هنگام انتشار کتاب است. اگر ناشر کتاب را در کمتر از تیراژ مطلوب تولید کند، هزینهی تجدید چاپ کتاب، زودتر از زمان مناسب پیش میآید و به هزینههای اضافی منجر میشود. اگر بیشتر از تیراژ مطلوب چاپ شود، هزینههای تجمیعشدهی حبس سرمایه، قیمت تمام شدهی نسخههای بیشتر از تیراژ مطلوب را بیشتر از هزینهی تجدید چاپ آن میکند. هنگام تصمیمگیری در مورد تیراژ و قیمت کتاب، ناشر باید به دو عامل مهم «هزینه» و «عرضه و تقاضا» توجه داشته باشد.
محاسبهی هزینههای تولید و فروش کتاب:
هزینههای انتشار کتاب به دو بخش اصلی و شش بخش فرعی تقسیم میشود:
۱٫ هزینههای غیروابسته به تیراژ:
الف. هزینههای پیش از چاپ: شامل هزینهی ویرایش، حروفچینی، صفحهآرایی، نمونهخوانی، طراحی جلد و متن، حق تألیف و ترجمه (اگر حق تألیف یا ترجمه بر مبنای درصدی از فروش یا تیراژ نیست و مبلغ ثابتی تعیین شده است) و لیتوگرافی.
ب. هزینههای تبلیغات: شامل هزینههای تبلیغات احتمالی که ناشر برای کتابی خاص یا کلیهی کتابهای خود در نظر میگیرد، از جمله انتشار بروشور و فهرست کتابها.
۲٫ هزینههای وابسته به تیراژ:
الف. هزینههای تکثیر: شامل هزینهی چاپ، صحافی، بستهبندی، کاغذ، مقوا، خدمات بعد از چاپ، باربری و حق تألیف یا حق ترجمهی درصدی.
ب. هزینههای فروش: شامل تخفیف عمدهفروشی و خرده فروشی کتاب و هزینههای بازاریابی و تحویل.
۳٫ هزینههای جانبی:
الف. هزینههای سربار: شامل هزینههای مدیریتی، و اداری، از جمله هزینههای تحریریه، تحقیق و کارشناسی، مدیریت هنری و طراحی، نظارت چاپ، انبارداری، حمل و نقل، حقوق و دستمزد، آب و برق و تلفن، استهلاک تجهیزات، اجارهی ملک، مالیات، بیمه، پست، و کلیهی هزینههایی که یک مؤسسهی انتشاراتی برای ادارهی خود میپردازد. هر ناشر باید با توجه به حجم تولید سالانه و میزان هزینههای سربار خود، سهمی برای هر عنوان کتاب در نظر بگیرد و نمیتوان پیشاپیش فرمولی برای تعیین این هزینهها تعیین کرد.
ب. هزینههای رکود سرمایه: شامل هزینهی انبارداری، نرخ تورم، و نیز سودی است که در صورت عدم سرمایهگذاری بر تولید این کتاب ــ در مدتی که تمامی نسخههای چاپ شده، دوباره به نقدینگی مبدل شود ــ به این سرمایه تعلق میگرفت. لازم است ناشر نرخ تورم رسمی و واقعی و سود بانکی را با توجه به اعلام دولت و اطلاعات شخصیاش محاسبه کند. ناشر باید با توجه به منابع نقدینگی و هزینهی تأمین نقدینگی خود، این نرخ را محاسبه کند.
ناشر در هنگام تعیین تیراژ باید به این اصل توجه داشته باشد که بهترین تیراژ، تیراژی است که قبل از معادل شدن هزینهی نگهداری و رکود سرمایهی آن کتاب با هزینهی تجدید چاپ آن، به فروش برسد. بنابراین، بهتر است ناشر در هنگام تصمیمگیری در مورد تیراژ کتاب، کلیهی هزینههای سهگانهی تولید کتاب را محاسبه کند و سؤالهای زیر را پاسخ دهد:
۱٫ آیا اگر کتاب را با تعداد کمتر از تیراژی که در نظر دارد، چاپ کند و بعد از اتمام موجودی به تجدید چاپ آن اقدام کند، هزینهی تجدید چاپ ــ که معمولاً بخش عمدهای از هزینههای ثابت چاپ اول از آن کسر میشود ــ کمتر از هزینهی رکود سرمایه و انبارداری نخواهد بود؟
۲٫ اگر به سرمایهی درگردش بیشتری نیاز داشته باشد، از کدام منبع و با چه کارمزدی میتواند نقدینگی خود را تأمین کند؟
۳٫ تا چه حد میتواند به ثبات بازار و برنامههای بخش فروش انتشارات مطمئن باشد؟
۴٫ آیا ترجیح نمیدهد تیراژ کتاب خود را پایین بیاورد و به جای آن، کتاب دیگری را هم منتشر کند؟
همچنین، ناشر باید به ذخیرهی مواد اولیهی خود، از جمله کاغذ، توجه داشته باشد. بهطور مثال، در مواقعی که وضعیت کاغذ در بازار ثبات ندارد و قیمت آن در طول سال نوسان دارد، شاید ناشر ترجیح بدهد که ذخیرهی سالانهی کاغذ خود را یکجا در اول سال و یا هرزمانی که کاغذ کمترین قیمت را دارد تهیه کند و در این صورت، با توجه به اینکه هزینهی کاغذ از مهمترین هزینههای تولید کتاب است، ترجیح بدهد که هرچه سریعتر، موجودی کاغذ خود را به کتاب مبدل کند. در ایران، متأسفانه به علت یارانهای که دولت تا کنون به کاغذ تخصیص داده است، ناشران کمتر قادر به این محاسبه بودهاند. هرچند دولت اعلام کرده است که از سال آینده، یارانهی کاغذ حذف میشود، که تأثیر قابل توجهی بر ثبات وضعیت اقتصادی صنعت نشر خواهد گذاشت.
عرضه و تقاضا:
ناشر باید تا حد امکان، مدت فروش کتاب خود را پیشبینی کند. این پیشبینی در مورد کتابهای چاپ اول دشوارتر است و ناشر باید با توجه به تجربهی خود در انتشار آثار قبلی، گرایشهای موجود در بازار کتاب، میزان فروش آثار مشابه در بازار، رقابت کتابهای مشابه، طیف مخاطبان کتاب و مجراهای فروش خود، فروش سالانهی کتاب را پیشبینی کند. هرچه هم ناشر عوامل مختلف را در پیشبینی میزان فروش خود دخالت دهد، نتیجهی حاصله در حد یک تخمین و حدس باقی میماند و هیچ ناشری نمیتواند با یقین فروش کتابی را پیشبینی کند. بارها پیش آمده است که میزان فروش چاپ اول کتابی، بسیار با میزان فروش چاپ دوم همان کتاب تفاوت داشته است و یا حتا دو کتاب از یک نویسنده، فروش متفاوتی داشتهاند. در مورد کتابهای تجدید چاپی، ناشر میتواند با مراجعه به میزان فروش کتاب در چاپ قبلی، نمودار فروش تهیه کند و به نرخ فروشی نسبی برسد. البته در این محاسبه، لازم است عوامل متغیری مانند فروشهای عمدهی موردی و غیرقابل تکرار، از جمله فروش به دولت یا فروش به کتابخانههای عمومی و نهادهای دیگر، فروش در پخش اول کتاب، فروش در نمایشگاه بینالمللی کتاب، فروشی که به علت مبادله با کتابهای دیگر، غیرواقعی است، و انواع دیگر فروش کاذب را در نظر بگیرد و تا حد امکان، فقط میزان فروش ثابت خود را به بازار کتاب در محاسبه پیشبینی کند.
ناشر لازم است تمام محاسبههای ذکر شده را انجام دهد و در هنگام تصمیمگیری برای تیراژ یک کتاب، در نظر بگیرد؛ اما باید تأکید کرد که اعداد بهدست آمده، فقط یک پیشنهاد است و ناشر باید با توجه به قوهی تشخیص خودش، تیراژ کتاب را تعیین کند. اما در این تصمیمگیری، باید به اصول اقتصادی توجه داشته باشد.
ناشر باید عوامل مهم دیگری را نیز در تصمیمگیری خود دخالت بدهد:
۱٫ آیا هنوز برای این کتاب تقاضا وجود دارد؟
۲٫ آیا کتاب اخیراً رقبای تازهای پیدا کرده است؟
۳٫ آیا میتواند تمام نسخههای تیراژ تعیین شده را به فروش برساند؟
۴٫ آیا سلیقهی طیف مخاطب این کتاب تغییر نکرده است؟
۵٫ خریداران قبلی کتاب چه کسانی بودهاند، آیا این بازار اشباع نشده است؟
انتشار کتاب با تیراژ کمتر از تیراژ مطلوب نیز عوارضی دارد. ناشر وقتی کتابی را منتشر میکند، معمولاً ترجیح میدهد تا وقتی تصمیم به خارج کردن آن عنوان از فهرست خود میکند، آن کتاب را موجود داشته باشد تا هیچ سفارشی در مورد آن از دست نرود. وقتی امید خود را به تجدید چاپ کتاب در آینده ببندد، شاید درست در زمانی که به کتاب نیاز دارد، موجودی آن تمام شده باشد و سفارشهایی بدون پاسخ بماند. بنابراین، ناشر باید بهموقع سفارش تجدید چاپ کتاب را بدهد، یعنی در مهلتی که بخش تولید، امکان آمادهسازی و چاپ و صحافی کتاب را داشته باشد. برخی از ناشران، برای هر عنوان یک حداقل موجودی در نظر میگیرند و وقتی موجودی کتاب به آن سطح برسد، سفارش تجدید چاپ به بخش تولید ارائه میشود. ناشر باید به خطر تجدید چاپ پیش از موقع کتاب هم توجه داشته باشد، بهویژه در صورتی فروش آن اخیراً کاهش یافته باشد. این باعث میشود سرمایهی ناشر قبل از موعد مقرر درگیر شود یا تیراژی بیشتر از حد مورد نیاز چاپ کند، که سبب رکود سرمایه یا رکود کتاب در انبار میشود.
آرش حجازی
درج یک نظر
برای درج نظر شما باید وارد شوید.








